بمان !

کاش میشد با تو بودن را نوشت *** تا که زیبا را کشم بر هر چه زشت

کاش می شد روی این رنگین کمان *** می نوشتم تا ابد با من بمان

رهایی از غم

تو با من باش و بگذار عالمی از من جدا گردد *** چو یک دم با تو بنشینم، دل از هر غم رها گردد

داغون

خیلی عجیبه! تا حالا دقت کردین که تو لحظه های داغونی فقط ی نفر می تونه آرومت کنه، اونم کسیه که داغونت کرده ..

فتنه

:

در فتنه ها هم چون شتر کم سن و سال باش ؛ نه پشت او قوی شده که سوارش شوند، نه پستانی دارد که بدوشند.

دو دل

انسان های بزرگ دو دل دارند؛ دلی که درد می کشدو پنهان است و دلی که می خندد و آشکار است.

شرافت

:

نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین، که آدمی پای بر شرافت خود بگذارد.

خواستن

:

” این طور شد ” را به ” این طور خواستم ” تغییر دهید.