پسرکی از مادرش پرسید: مادر چرا گریه می کنی؟ مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمی دانم عزیزم، نمی دانم !!! پسرک نزد پدرش رفت و گفت: بابا! چرا مامان همیشه گریه می کند؟ او چه می خواهد؟ پدرش تنها دلیلی که به ذهنش می رسید، این بود: همه زن ها گریه می کنند، بی هیچ دلیلی!!! پسرک …
Read More »مردمان بیمار
روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود. علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد: در راه که می آمدم، یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و ودخواهی گذشت و رفت. من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم. سقراط گفت: چرا رنجیدی؟ مرد با تعجب گفت: خوب …
Read More »نصیحت لقمان
روزی لقمان به پسرش گفت: امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی : اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!! سوم این که در بهترین کاخ ها و خانه های جهان زندگی کنی!!! پسر لقمان گفت: ای پدر؛ ما یک خانواده بسیار …
Read More »فرق عشق با ازدواج
شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور، اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی. شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ با حسرت جواب داد: …
Read More »
آموزش،آپلود و گالری عکس ساقی آموزش،گالری تصویر،آپلود نامحدود و دانلود