رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه: درستش کنم؟ پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار…!!!
مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یک دفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن: دردت اومد؟ پـــ نــه پـــ از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم…!!!
رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه: واسه کشتنش میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام…!!!
مامان بزرگم داشت لباس عوض میکرد بابا بزرگم اومد یهو مامان بزرگم گفت وای خدا مرگم بده سریع رفت داخل اون یکی اتاق و درو بست 😐 الان من موندم بابای من و عموهام رو از پرورشگاهی جایی آوردن ؟؟ !!!
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﺁﺑﮕﻮﺷﺖ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ، ﻃﺒﻖ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﻣﻨﻮ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺳﺮ ﺍﺳﺘﺨﻮﻥ ﻗﻠﻢ ﺩﻋﻮﺍﻣﻮﻥ ﺷﺪ،
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺩ زد:
ﭼﺘﻮﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿن ﺭﻭ ﺳﺮﺗﻮﻥ، ﻣﮕﻪ ﺷﻤﺎ ﺳﮕﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺮا ﺍﺳﺘﺨﻮﻥ ﺩﻋﻮﺍ میکنید؟؟ ﺻﺪ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺳﺘﺨﻮﻧﺎ ﺑﺮﺍ ﺑﺎﺑﺎﺗﻮﻧﻪ!!
به غضنفر میگن: عجب مملکت خر تو خری داریم. میگه آره بابا، من 3 بار رفتم سربازی هیچکی نفهمید…!!!
غضنفر از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. غضنفر می گه: آهان فهمیدم، شلنگه…!!!